دوقلوهای نازم حسین حسامدوقلوهای نازم حسین حسام، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

حســـــین حســـام دوقلــــوهای ناز

+++پـــــــــــــایان 7ماهگی گـــــل پســــرام+++

ســــلامی دوباره به نفس های من گل پسرای من عزیزای دلم الان که این مطلب رو مـــــــینویسم شماه تازه خوابیدین اونم بعد از کلی بازی با شماوروجکام الان میتونین خوب منو تصور کنین قیافـــــــــــه من یعنی همه نی نی ها انقدر دیر میخوابن فکر نکنم خوب عیب نداره به خاطر شما من حاضرم همه چی رو تحمل کنم عزیزای دلم تا وقت کردم زود رفتم ارایشگاه تا عید کمی تونسته بام به خودم برسم با شماها خیلی سخته که بیرون رفت منم شما رو گذاشتم پیش مامان جون رفتم دو ساعت بعد برگشتم خوشگلای من به خدا تو این دو ساعتی که رفته بودم دلم همچین برلتون تنگ شده بود که فقط خدا میدونه الهی من دورتون بگردم تمام هستی من شما گل پسرام هستین عزیزای دلم به سلا...
5 فروردين 1392

++++تــــــــــــــبریــــکــــــ عیــــــــأ+++

  سلام به همه دوستای خوب من عزیزای دلم عید رو پیشاپیش به تک تک شما عزیزان تبریک میگم ایشالا سال خوب و خوشی همراه نی نی های ناز و خانواده خوبتون داشته باشین دوستـــــــون دارم ...
5 فروردين 1392

++ســـــال 92+دندون در اوردن حســـــــام جونم++

ســـــــــلام تـــــمام هستی من (حســــــین جونم حســـــــام جونم) عزیــــزای دلم این چند روز اتفاقای خوبیـــــ برام افتاده اول اینکــــــه دندونای حســــام جونم دو تا از پاییــــن روز پنج شنبـــ 92/01/01 بیــــــرون زده بود البته اول متوجه نشـــــــدم داشتـــــم که بهت غذا میدادم دیدم چیزی به قاشق میخوره الهـــــــــــــــــــی قربونت برم دستمو زدم دیدم که دندون در اوردیــــ خیلی خوشـــــحال شدم هـــــــوررررررررررا عســــــلای من دندون دار شدن الهی شــــکرتـــــــ مامانی بیشتـــــر از همه چیزی که منو خوشحال میکنه خوب خوابیدناتون هست عزیزای دلم نمیدونین چقدر عذابـــــ میکشـــیدم ...
5 فروردين 1392

+اخرای ســـــــــــــــال91+2مرواریـــــد قشنــــگـــ+

ســـــلام عزیزای دل مامان عشق من ببخـــشید بازم دیر اومدم وبتون رو اپ کنم......... اول از همه گل پســــــــرای ناز مامان عیدتون مبارک امسال هم مثل پــــارسال اومدیم خونه مامان جونا در ارومیه خوشگلای من امیدوارم امســـــال بهترین سال رو با هم داشته باشیم همراه با خوشی و ســـلامتی ایشالا عزیزای دلم دیروز با مامان جون بردیمتون حموم ایندفعه خیلی اذیت کردین نمیدونـــــم چرا؟؟؟؟؟؟ ولی خوب عوضـــــش ترو تمیــــز شدین الهی قربونتون برم چند تا عکس انداختم که بعدا براتـــــون میذارم خبر خوش دوم اینکه حسین جونم بعد از ماهها بی قراری روز یکشنبه 91/12/27 دو تا مـــروارید خوشگلش بیرون زده بود هوراا...
5 فروردين 1392

وقت دکـــــــــــــــــتر

سلام عروسکای ناز مامان الهی دورتون بگردم نازگلــــــــای من ماشالا انقدر شـــــــــــلوغ شدیم دیگه مامانی هم نمیتونــــــه زیاد بیاد وبتون رو اپ کـــــنه عزیزای دلم الهی من تصدقتون بشم این روزا لثه هاتـــون سفید سفید شده ورم کرده لثه هاتون خیلی بی قراری مـــکنین منم از دستم چیزی بر نمیاد که براتون بکنم الهی من مریض شم شما نشین شبا خوابیدنی خیلی اذیت میکنین فدای سرتون عزیزای دلم شما که همیشه بچه نمیمونین بزرگ میشین این روزام تموم میشن خوشگلای من چهارشنبه هفته پیش 91/12/16 وقت چکاب ماهانه بود شما رو بردیم دکتر.دکتر معاینتون کرد خدا رو شکر مشکلی نداشتین قد و وزنتونم مثل همیشه عالی خدایا شـــــــــــــــکرت مهرب...
26 اسفند 1391

احـــــــــــوالات ایــــــن روزهای گل پســــــــــــــــــــــــــــــــرام

ســــلام عزیزای دل مـــامـــان الهی فداتون بــــشم مــــن جوجوهای نــــاز مــناین ماه یعنی ماه 6ام خیلــــی مامان رو اذیـــــت کردین نمیدونم چــــرا؟ تک ســــتاره های اســـــمون مـــن این ماه دستـتــــــون همــــش تو گوشـــــتون بود نمیدونـــم گوشتون درد میکـــــرد حتمـــــا یا شـــــاید اون روز با بابایــــــی برده بودیمتون حمـــــوم سرمـــــا خوردیـــن الهی مـــــن فداتون بـــــشم من مریض بشــــم شما مریـــــض نشین گـــــل پســــــرای ناز من. دیگــــه قشنــــگ سینه خیز میرین غلت میزنیـــــن قاشــــــق غذاتون رو کاملا میشنــــاسید وقتی دست یکــــی قاشق میبینیـــن دهنتــــونو باز میکنین الهی فدای اون ده...
14 اسفند 1391